همه اتفاقات از ابتدای دی ماهی آغاز شد که معمولا پر حادثه بوده است. سالهاست که با رسیدن دی ماه منتظر اتفاقهای تلخ هستیم. امسال اما با یک شوک اقتصادی سنگین و البته قابل پیش بینی روبرو بودیم. افزایش سرسام آور و ناگهانی قیمت دلار در طی چند روز.
این افزایش قیمت دلار باعث بی ثباتی شدید در بازار شد به طوری که اکثر کسبه نگران این بودند که با فروش کالای خود آیا فردا قادر خواهند بود جای خالی کالای فروخته شده را با کالای جدید جایگزین کنند یا خیر. و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرند چند روزی در اعتراض به این شرایط و آرام شدن بازار کار و کسب خود را تعطیل کنند. در همین گیر و دار دولت تصمیم قبلی خود برای از بین بردن یکی از مهمترین ساختارهای فسادزا یعنی حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی را اجرا کرد. این تصمیم صحیح بدون اینکه رضایت جمعی را از قبل کسب کند به یکباره اعلام و باعث شد مردم نیز که از گرانی کالاها به ستوه آمده بودند به یکباره عاصی شده و برای رساندن صدای اعتراض خود تصمیم به حضور در خیابان گرفتند.
بعد از جنگ ۱۲ روزه اسراییل و امریکا مقابل ایران و شکست آنها در نتیجه نرسیدن اهدافی که برای این جنگ تعریف کرده بودند تصمیم استکبار بر این شد که ابتدا با فشار اقتصادی مردم را به خیابان بیاورند و بعد از آن با حمله نظامی به مقاصد شوم خود که تجزیه ایران بود برسند. بر همین اساس بعد از جنگ ۱۲ روزه به تجهیز و آموزش عوامل مزدور خود در جای جای ایران از جمله شهر مرودشت پرداختند.
بعد از شروع اعتراضها آمریکا و اسراییل با حمایت سیاسی خود از معترضینی که هدفشان فقط اعتراض به وضعیت اقتصادی بود نه براندازی فرصت را غنیمت شمرده و عوامل خود را وارد معترضان کردند. این عوامل که به تجهیزات مناسب خرابکاری و اغتشاش مجهز بودند با هدایت معترضان به سمت خرابکاری باعث هیجانی تر شدن اوضاع شده، کار را برای نیروهای امنیتی سخت و پیچیده کردند. همچنین گزارش های وجود دارد که با استفاده از مردم معترض به عنوان سپر انسانی باعث کشته شدن بسیاری از آنها میشدند.
در مرودشت اما، آسیب بسیار زیادی نسبت به بقیه شهرها به اماکن عمومی و بخصوص بانکها وارد شد. تقریبا تمامی بانک های شهر بجز چندین بانک در خیابانهای فرعی بطور کامل از بین رفت. حجم زیادی از بلوار اصلی شهر و بلوار خیابان مدرس که بازسازی آن از ابتدای سال شروع شده و هنوز تمام نشده بود تخریب شد. بلوار شصت متری نیز وضعیت بهتری نداشت. ساختمان اجرائیات شهرداری به آتش کشیده شد و تمامی مدارک آن خاکستر شد. ترس و وحشت عجیبی بر شهر حکمفرما شده بود و مردم و کسبه که متوجه شده بودند اعتراضشان با چه وضعیت وحشتناکی مصادره شده تا یک هفته جرأت باز کردن مغازه خود را نداشتند. مردمی که بعد از اتفاقات پنجشنبه و جمعه هجدهم و نوزدهم دیماه صدای تیراندازی را شنیده بودند و روزهای بعد برای رصد اوضاع در خیابان اصلی حضور پیدا میکردند از حجم بالای تخریب شگفت زده و بهتزده بودند. رسانه ها نیز بنا به سیاست های خود بخشهایی از تخریب ها را نمایش میدادند. متاسفانه تعداد کشته های این اقدامات تروریستی نیز قابل توجه و ناراحت کننده بود و خانوادههای زیادی داغدار عزیزان خود شدند.
چند روز بعد در ۲۲ دی ماه با حضور مردم انقلابی و آگاه در مراسم گسترده ای که در سراسر کشور برگزار شد به تدریج آرامش به شهرهای کشور بخصوص شهرهایی مانند مرودشت که بیشترین آسیب را دیده بودند، بازگشت و بازار خسته از اعتراض بی نتیجه و خسارت بار نیز بازگشایی تدریجی را تجربه کرد.
حالا بعد از این تجربه گرانبهایی که بعضی مردم معترض از امید بستن به نیروی خارجی برای رفع مشکلات خود کسب کردهاند و همچنین حمایت مجدد قاطبه مردم از نظام جمهوری اسلامی در برابر قدرتهای استکباری و اسراییلی که به درستی تعبیر غده سرطانی در مورد آن به کار میرود باید از مسئولین نظام پرسید برنامه شما برای حفظ امید این مردم چیست؟ و چه پاسخی برای انتظارات واقعی مردم یعنی رفاه حداقلی و ثبات بخشی به اقتصاد این جامعه دارید؟ نکته مهمی که در صحبت های اکثر مردم مشهود است و نارضایتی های آنها را تشدید میکند این است که چرا در برخورد با فساد این همه اهمال کاری وجود دارد؟ علاوه بر حذف ساختارهای فسادزا چرا افراد متهم به فساد مانند رییس بانک آینده بدون برخورد قضایی در حال رفت و آمد آزادانه در جامعهاند. چرا یک پرونده فساد که تاثیر منفی زیادی بر روح روان جامعه داشته به قدری کند پیش میرود که عدم تمایل برخورد با مفسدین را به ذهن متبادر میکند؟
چرا به عدالت مثلا عدالت در پرداخت که یکی از اصول اصلی جامعه اسلامی است به اندازه کافی بها داده نمیشود؟ اگر عدالت تاکید اصلی قانون اساسی و رهبران این انقلاب نیست پس چرا کارگزاران نسبت به اجرای آن این قدر تاخیر و کوتاهی دارند؟
البته موارد دیگری نیز بر علت تجمعات مردم نقش دارند از جمله: کمبود کار مولد در کشور که به جمعیت حاشیهنشینان اقتصادی و از آن مهمتر «فرهنگی-اجتماعی» می افزاید؛ احساس تبعیض؛ انباشت «نفرت» نسبت به هر چه مرتبط با «ساختار» است که در طول دستکم دو دهه گذشته به صورت شبانهروزی و مستمر توسط شبکههای معاند در اذهان دستکم نسلهای جوان انباشت شده؛ عملیات روانی مستمر بازوهای رسانهای دشمن و دنبالههای داخلی آنها برای «سیاهنمایی مطلق» از وضع کشور و کشتن هر نوع «امید»؛ روح طغیانگری در نسل موسوم به زد که تقریبا در سراسر دنیا مشکل گریبانگیر است.
این موارد از موضوعات اصلی دغدغه جامعه و تمایل آنها به اعتراض هست که مورد سوء استفاده رسانه های فارسی زبان و اربابان جهانخوار آنها قرار میگیرد و در صورتی که به اندازه کافی به مسائل حل نشده در افکار عمومی بها داده شده و برای برطرف کردن آنها اقدام شود میتوان امیدوار بود حکومت با حمایت قاطع مردم به فکر رسیدن به قلههای افتخار و پیشرفت باشد.
در زیر تصاویری از تخریب های وارد شده به اموال عمومی را مشاهده می کنید.